چرا فیلم آموزشی می سازیم ؟

۸ شهریور ۱۳۸۹

 

چرا فیلم آموزشی می سازیم؟ شاید پاسخ به این پرسش بسیار ساده باشد، چیزی شبیه این پاسخ، خوب برای اینکه چیزی را آموزش دهیم و اگر بپرسیم چرا از فیلم برای آموزش استفاده می کنیم؟ پاسخ احتمالا چنین خواهد بود: برای اینکه فیلم رسانه‌ای‌ است که علاوه بر جلب توجه مخاطب می‌تواند آموزش هم بدهد. پاسخ‌ها کاملا درست به نظر می رسند. حال اگر بخواهیم برای دانش آموزان دوره ابتدایی یک فیلم آموزش به منظور آموزش درس علوم بسازیم چه باید بکنیم؟ پاسخ این سوال هم ساده به نظر می رسد، به کارشناس این رشته مراجعه می کنیم. بهتر است که در درجه اول به سراغ مولف کتاب برویم، به اتفاق او کتاب را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهیم و بعد فیلم‌نامه‌ای بر اساس اطلاعاتی که به دست آورده ایم می نویسیم. کارشناس فیلم‌نامه را تایید می‌کند و سپس فیلم را می سازیم. درست از همین جاست که مشکل ساخت فیلم آموزشی آغاز می‌شود. مطالبی که برای کتاب علوم در نظر گرفته شده دقیقا به خاطر دست یابی به هدفی خاص آماده شده است. این مطالب برای آموزش در کلاس درس با استفاده از معلم طراحی و برنامه ریزی شده است بنابر این شکل ارائه خاصی برای آن در نظر گرفته شده که با هدف مورد نظر تناسب داشته باشد. به همین دلیل کتاب نمی‌تواند مبنای کار ساخت یک برنامه آموزشی قرار گیرد و اگر چنین شود فیلمی که ساخته خواهد شد از ویژگی های یک فیلم خوب برخوردار نخواهد بود. برای ساخت فیلم آموزشی برای یک مقطع تحصیلی خاص باید به سراغ کتاب رفت ولی به سراغ مفاهیم آن، نه مطالب آن، زیرا همان‌گونه که گفته شد این مطالب اگر به خوبی تهیه و تنظیم شده باشند برای هدف دیگری شکل گرفته‌اند و برای ساخت فیلم باید تدبیر دیگری اندیشید. استفاده از فیلم برای آموزش به دلیل امکانات و قابلیت های بیانی فیلم است و برای استفاده از این قابلیت‌ها به شیوه ای تاثیرگذار باید ساختار درستی به فیلم بخشید که این ساختار از رابطه تنگاتنگ بین شکل و محتوا به دست می‌آید. به عبارت دیگر موضوعی که قرار است بر مبنای آن فیلم ساخته شود باید قابلیت‌های لازم را دارا باشد و مناسب ساختار مورد نظر نیز باشد.  

هنگام تجزیه و تحلیل یک سیستم سه پرسش اساسی مد نظر قرار می‌گیرد:

۱- هدف های مطلوب کدام هستند؟

۲- چگونه می‌توان به موثرترین شکل ممکن به این هدف ها رسید؟

۳- چگونه مطمئن شویم که به هدف های مطلوب رسیده‌ایم؟

اگر فعالیتی برای این سه پرسش پاسخ مناسب و متناسب داشته باشد و در راستای رسیدن به آن‌ها حرکت کند، بدون شک موفق خواهد بود. در مورد ساخت فیلم آموزشی هم می‌توان این سه پرسش را مبنای کار قرار داد. هدف‌های مطلوب ما از ساخت یک فیلم آموزشی چیست؟ آیا می‌خواهیم یک موضوع علمی را آموزش دهیم یا می‌خواهیم یک گزارش تصویری از کتاب درسی ارائه دهیم؟ وآیا موضوع علمی مورد نظرما متناسب با ویژگی‌های بیانی فیلم هست و یا می‌توان با شیوه‌ای ساده تر و شاید هم موثرتر موضوع مورد نظر را آموزش داد. 

اولین گام در ساخت فیلم آموزشی تعیین هدف مطلوب از ساختن فیلم و متعاقب آن دستیابی به موثرترین شیوه‌های رسیدن به این هدف است. وظیفه هر فیلم‌ساز آموزشی است که این مسئله را به درستی برای سفارش‌دهندگان و کارشناسان، که با آموزش آشنایی دارند ولی شناخت درستی از ویژگی ها و ساختار بیانی فیلم ندارند، روشن کند. عمده ترین مراکز سفارش دهنده فیلم آموزشی در کشور مراکز دولتی وابسته به وزارت آموزش و پرورش هستند. طبیعی است که این مراکز مانند همه مراکز دیگر بنا به مقتضیات و قوانین اداری، دلبستگی خاصی به آمار و ارقام و جنبه کمی فعالیت های خود، که بیش از جنبه‌های کیفی قابل ارائه اند، دارند. به همین دلیل ساخت برنامه‌هایی که از زمان زیادی برخوردار باشند در اولویت قرار می‌گیرد.

معمولا به سازندگان توصیه می‌شود که فیلم‌ها را بر اساس کتاب های درسی بسازند. آیا واقعا نیازی به این کار هست؟ اگر قرار باشد بر اساس کتاب فیلمی بسازیم یعنی کاری را که به یک صورت انجام شده به صورتی دیگر تکرار کنیم، وقت و سرمایه خود را به هدر نداده‌ایم؟

فیلم آموزشی به عنوان یک فیلم نیاز به ساختاری ویژه دارد، ساختاری که در آن شکل و محتوا در جهت نیل به  اهداف زیبایی شناسی سازمان  یافته باشد. از سوی دیگر فیلم آموزشی جدا از یک فیلم به مفهوم عام آن، باید دارای ویژگی‌های دیگری نیز باشد. یک فیلمساز آموزشی با آگاهی از جنبه‌های زیبایی شناسی یک فیلم، باید به فیلم آموزشی به عنوان یک رسانه کاربردی نگاه کند که از فیلم به منظور دستیابی به اهداف آموزشی استفاده می‎‌کند. بنابراین طبیعی است که آموزش و دستیابی به اهداف مورد نظر در درجه اول اهمیت قرار می‌گیرد؛ به عبارت دیگر فیلم آموزشی یعنی استفاده فیلم برای آموزش؛ یعنی استفاده از قابلیت‌ها و ظرافت‌های بیانی فیلم برای آموزش دادن مفاهیمی که اگر به روش های دیگر آموزش داده شوند از میزان تاثیر گذاری کمتری برخوردار خواهند شد. به همین دلیل ساخت فیلم آموزشی به مفهوم درست آن کار بسیار دشواری است، چرا که فیلمساز هم باید با فیلم و زیر و بم بیان تصویری آشنا باشد و هم، از سوی دیگر، آموزش و مسائل مربوط به آن را نیز به خوبی بشناسد و بتواند با تلفیق درست این دو، اثری جذاب و آموزنده خلق کند.

در فرآیند ساخت یک فیلم آموزشی کارشناسان نقش بسیار مهمی ایفا می کنند. بدون حضور یک کارشناس در تمامی مراحل ساخت فیلم، مسلما نتیجه کار مطلوب نخواهد بود. البته کارشناس هم باید دارای ویژگی‌هایی باشد که بتواند نقش مثبتی در فرآیند ساخت فیلم آموزشی ایفا کند. یک کارشناس باید با فیلم و ویژگی‌های آن آشنا باشد و آمادگی پذیرش پیشنهادهای نوجویانه را داشته باشد. در واقع یک کارشناس خوب به هیچ وجه بر شیوه اجرایی خاصی تاکید نمی کند بلکه میزان موفقیت شیوه‌های پیشنهادی را در جهت نیل به اهداف آموزشی ارزیابی می‌کند. یک کارشناس فیلم آموزشی مجرب به هیچ عنوان در حوزه های کاری سایر افراد گروه دخالت نمی‌کند بلکه سعی می‌کند تا آنان هر چه بیشتر در اجرای خود به اهداف مورد نظر نزدیک‌تر شوند.

برای ساخت یک فیلم آموزشی خوب گروه سازنده و کارشناس علمی برنامه باید درک و شناخت درستی از نقش خود در اجرای پروژه داشته باشند. متاسفانه معمولا گروه‌های سازنده فیلم کارشناسان را به عنوان افرادی مزاحم در اجرای پروژه می‌شناسند که تنها کارشان گرفتن ایرادهای بیهوده است. از دیگر سو کارشناسان نیز فیلم‌سازان را اشخاصی بی‌توجه به مسائل علمی می‌انگارند که فقط به دنبال دستیابی به کیفیات بصری و اهداف زیبایی شناسانه خود هستند و اصلا توجهی به اهداف علمی آموزشی ندارند. در صورتی‌که در شرایط مطلوب فیلم‌ساز و کارشناس نباید برای خود اهداف و وظایف جداگانه‌ای قائل شوند، چرا که هر دو به منظور ساخت یک فیلم آموزشی با هم همکاری می‌کنند و همانطور که از اسم این رسانه پیداست شامل دو بخش است؛ فیلم و آموزش. اگر برای آموزش از فیلم استفاده می‌کنیم در واقع به قصد تکمیل کردن شیوه‌های آموزشی و دستیابی به تاثیر مطلوب‌تر در یادگیرندگان است به همین دلیل لازم است که یک کارشناس شناخت درستی از فیلم داشته باشد و همن طور فیلمساز نیز به این مسئله واقف باشد که فیلم آموزشی با یک فیلم به مفهوم عام آن تفاوت هایی دارد که حتما باید این تفاوت‌ها را در نظر گرفت. در واقع قابلیت‌های بیان فیلم در یک فیلم آموزشی در خدمت آموزش و اهداف علمی مورد نظر است و این مسئله هدف اصلی ساخت یک فیلم آموزشی است و تمام شیوه‌ها و خلاقیت‌ها باید در خدمت رسیدن به این هدف قرار گیرند. در این صورت است که می‌توانیم قابلیت تولید یک فیلم آموزشی مطلوب را داشته باشیم. 

منبع:وب سایت مرکز آموزش موسسه همشهری

رضا ضیایی دوستان . 

سیاه و سفید

۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹

 عکس هایی از محمد کندی

از مجموعه احساس یک حضور

به یاد روزهای تدوین در آن اتاق ارواح…

 

5

 

4

 

3

 

2

 

1

تیزر

۲۲ فروردین ۱۳۸۹

 

Coco-Cola-Santa-63--buon-natale-21-199227_350_365 

دراین مقاله کوتاه  سعی می شود تا مفهوم مدیریت تیزر که در برخی از شرکت های تبلیغاتی بزرگ دنیا و همچنین در رسانه های صدا وسیما در جهان وجود دارد به طور خلاصه توضیح داده شود.

تعریف تیزر و مدیریت تیزر:

تیزرهای تبلیغاتی در بین عموم و متخصصان تعاریف متفاوتی دارد. به طور کلی هر سناریو شامل  پیام تبلیغاتی که به صورت اجرایی با استفاده از متریال های صوتی و تصویری توسط رسانه صدا یا سیما به مخاطبان برسد را تیزر می گویند و اداره، کنترل، برنامه ریزی و هدایت آنها توسط فرد یا افرادی که به آنها مدیران تیزر می گویند صورت می گیرد.

هر تیزر شامل دو ساختار درونی و بیرونی است که  ساختار بیرونی آن شامل موارد زیر است.

تصویر ، حرکت ، نور ، صدا ، موسیقی ، دیالوگ، رنگ ، ترکیب بندی، شکل و ….

و اما ساختار درونی یک تیزر نیز بسیار مهم است که شامل موارد زیر می باشد

خلاقیت و نوآوری ، سناریو، تکنیک اجرایی ، سبک و ….

هر یک از این بخش ها نقش مهمی را دریک تیزر بازی می کنند و اثر گذاری عمیقی بر روی یک تیزر دارند طراحان وکارگردانان تیزرهای نیز تمامی این عوامل را بررسی و تجزیه و تحلیل می کنند تا بتوانند یک تیزر خوب و حرفه ای تهیه کنند.

مدیریت تیزر به نوعی همان مدیریت رسانه در رسانه های تبلیغاتی است و تهیه کننده تیزر در شرکت ها و آژانس های تبلیغاتی است با این نکته که مواد و مصالح آن محصولات صوتی و تصویری فرهنگی و تبلیغاتی و مخاطبان آنها  عموم مردمند. مدیران تیزر علاوه بر اینکه مسئولیت اداره کارکنان ، تامین منافع و ایجاد انگیزه در آنها ، تصمیم گیری ، برنامه ریزی و راه اندازی طرحهای مختلف را بر عهده دارند باید بتوانند با استفاده از فن آوریهای نوین محصولات صوتی و تصویری فرهنگی و تبلیغاتی مورد نیاز مخاطبان را در سطح ملی و فراملی تولید کنند.

مدیریت تیزر می تواند تخصص های هنری، مدیریتی، بازرگانی و تبلیغاتی را داشته باشد و یا از متخصصان این امور دراداره فعالیتهایش استفاده کند.

مدیران تیزر به دو بخش آژانسی و رسانه ای تقسیم می شوند در زیر برخی از وظایف مدیران تیزر در آژانس ها و شرکت های تبلیغات و در رسانه ها توضیح داده می شود.

nike-swoosh

 

وظایف مدیریت تیزر در آژانس ها و رسانه ها:

  •  مدیر تیزر باید فرصت ها و تهدید های صنعت تبلیغات را شناسایی کند و نقاط ضعف و قوت تیزر را تشخیص دهد و در نهایت بین فرصتها و تهدید ها  و ضعف و توانا ییهای موجود نوعی انطباق به وجود آورد . به تعبیر دیگر مدیریت تیزر باید مبانی هنری، فرهنگی، تجاری ، خواسته ها و نیاز های مخاطبان خود را خوب تشخیص دهد و بعد به گونه ای برنامه ریزی و سناریو سازی کند که به صورت غیر مستقیم تغییرات مورد نظر محقق شوند.
  • مدیران تیزر در آژانس های تبلیغاتی باید سعی کنند با فرایند تهیه تیزر و متریال ها و ساختار آنها آشنایی کاملی داشته باشند تا بتوانند فرایند و مراحل تیزر را مدیریت و کنترل کنند
  •    مدیر تیزر باید فردی نو آور باشد و به اقدامات مبتکرانه دست بزند. نوآوری به این معنا نیست که هر هفته و هر ماه تیزر جدید درست و اداره کند بلکه به این معناست که با در نظر گرفتن کلیه عوامل و شاخص ها ، جاذبه هایی جدید به وجود آورد و طرحی نو ایجاد کند و باز خورد آن را نیز ببیند.
  • مدیران تیزر در شرکت های تبلیغاتی و آژانس ها باید سعی کنند با تمامی تکنیک های تبلیغاتی آشنا باشند و سعی کنند با استفاده از تکنیک های مدرن وبه روز تیزرهای خلاقانه ای ارایه کنند.
  •    مدیریت تیزر باید با ورود تکنولوژی جدید در زمینه تبلیغات ، زمینه فرهنگی آن را نیز فراهم کند و فرهنگ عمومی جامعه را با فرهنگ فن آوریهای جدید منطبق سازد چنین مدیری باید با تحولات و فرایند ها چه از نظر سخت افزاری و چه از نظر نرم افزاری تعامل داشته باشد.
  • مدیران تیزر باید آشنایی کاملی با کمپین های تبلیغات و برنامه های بازاریابی داشته باشند.
  • تحقیقات بازار یکی از علومی است که مدیران تیزر با آشنایی با آن می توانند در تهیه و ساخت تیزر اثربخش عمل نمایند.
  • باتوجه به اینکه امروزه اقتصاد جهانی ، اقتصاد اطلاعات است و ارتباط تنگاتنگی با رسانه ها دارد و با توجه به اینکه کیفیت بهره برداری و توان رقابت از فرایند های مسلط اقتصاد جهانی است بنابراین مدیران باید سعی کنند تیزر، سناریوها و تیزرها را به موقع تولید و ارائه کنند
  • ·         در مبحث رقابت تیزرهای رسانه ای توجه به خواسته ها و نیازهای مخاطبان اهمیت فراوانی دارد. مدیریان تیزر باید با خواسته ها و نیازهای مخاطبان آگاهی کامل داشته باشند و با توجه به نیازهای مخاطبان تیزرهایی را تهیه و ارایه دهند
  • ·         مدیران تیزر در آژانس ها باید سعی کنند با اندیشه های مخاطبان آشنایی کامل داشته باشند و بتوانند بین اندیشه های مخاطبان و مشتریان خود ارتباط منطقی و خلاقانه ای برقرار کنند.
  •    مدیران تیزر باید تلاش کنند که با کمترین منابع و هزینه و بودجه های تبلیغاتی بیشترین بهره وری را بدست آورند تا بتوانند اهداف و آرمانهای سازمانی را تحقق بخشند .
  • مدیر تیزر باید به مطالعات انتقادی و مطالعات آسیب شناسی اهمیت دهد. علمی کار کردن ، بها دادن به دانش و تحقیق ، جدی گرفتن اندیشمندان و کارشناسان و فرصت دادن به آنها از وظایف مدیران تیزر است.
  • مدیر تیزر باید روحیه انتقادی و مشارکت داشته باشد. انتقاد باعث می شود که یک مدیر به نقاط ضعف و قوت خود پی ببرد و در جهت اصلاح امور گامهای نوینی بردارد.

 

  • فردی که در زمینه مدیریت تیزر در رسانه ها و آژانس ها فعالیت می کند باید در تمام زمینه های ارتباطات ، جامعه شناسی ، اقتصاد ، سیاست ، روابط بین الملل ، فرهنگ و … آگاهی فراوانی داشته باشد و با ابزارها و فن آوریهای ارتباطی آشنایی داشته باشد.
  •  بینشی بلند پروازانه ، نگرشی منعطف ، ضریب هوشی بالا ، خودانگیختگی ، انضباط کاری و فرصت طلب بودن برای هر مدیر تیزری ضروری است.
  •  مدیر تیزر با اندیشه ها ، نگرشها ، تفکرات و طرز تلقیات و به طور کلی با اذهان و روحیات مردم سروکار دارد.
  • مدیر تیزر باید انعطاف پذیر باشد. اگر مدیری انعطاف پذیری خودرا در عصر جهانی شدن افزایش دهد نوعی روشنفکر تلقی می شود و روزی که رسانه از طرف اندیشمندان جامعه طرد شود آن روز ، روز عزای رسانه است.

مدیر تیزر هم به یک مجموعه اخلاق مدیریت و هم به یک مجموعه رفتار مدیریت نیاز دارد. مثلاً فردی که دارای ویژگیهای شخصیتی مثبت ، حس تقوا و اخلاق باشد ولی تخصص علمی و فنی به حد کافی نداشته باشد و برعکس ، چنین فردی نمی تواند در حوزه فعالیت رسانه ای مدیری کارا و اثربخش باشد.

  • v مدیران تیزر نیروهای کلان نگری هستند که در حوزه ارتباطات و رسانه دارای تخصص هستند . برای برنامه ریزیهای بلند مدت باید محور ابتکار در دست کسی باشد که از حوزه رسانه ای کشور و رسانه های بین المللی اطلاعات دقیق و بدون تعصب داشته باشد و گرنه طرحهایی ارائه می دهند که با الگوهای رسانه ای و با شرایط جامعه ما تطبیق چندانی نمی کند.

obama-pepsi-crop-this-300 

وظایف مدیریت تیزر در ارتباط با مخاطبان :  

 

یکی از مهمترین عامل در وظایف مدیران تیزر مخاطبان هستند که مدیران تیزر باید با شناخت مخاطبان و رفتار مصرف کننده بتوانند در تهیه و اداره تیزر با نگرش و بینشی مخاطب گرا حرکت کنند و در کمپین های تبلیغاتی با توجه به مخاطبان تیزرهای مناسب و اثربخشی را تهیه کنند. برای داشتن مخاطبانی هدفمند مدیریت تیزر باید سیاستی مشخص را تعقیب کند تا بتواند با ارائه موضوعات مکمل در قالبهای متعدد ، موضوعات مختلف را در مخاطبان درونی کند. زمانی که یک تیزر به صورت آشفته و متضاد پخش شود تاثیر نامطلوب و معکوسی خواهد داشت. ما در جامعه با مخاطبانی مواجه هستیم که با بحران روحی و شخصیتی رو به رو هستند که مراحل اجتماعی شدنشان به صورتی یکنواخت انجام نشده ، در منزل و مدرسه ، در دانشگاه ، کوچه و خیابان با آموزشهایی ناهماهنگ مواجه هستند.

مدیران تیزر باید مخاطبان را شناسایی کنند و از آنها بخواهند که برنامه ها را نقد کنند و بر این اساس اصلاحات لازم را انجام دهند البته منظور از کارشناسی این نیست که عده ای به قیچی کردن و چسباندن برنامه ها مشغول شوند بلکه باید سازندگان کارگردانان و نیروهای رسانه توجیه شوند که سیاستگذاریهای رسانه و تیزر چیست و چه پیامهایی می خواهد منتقل شود

مخاطب از کارکردهای دیگر رسانه می باشد. یک مدیر تیزر باید این مسئله را جدی تلقی کند. باید از طریق آموزش مخاطبان این ذهنیت را در آنان به گونه ای درونی کند که از برنامه های نامناسب استفتده نکنند . یکی از راههای برخورد با برنامه هایی که از ایستگاههای مختلف پخش می شود و منافی با اخلاق ، سنت و مذهب ماست ، آموزش است.

bmw_red 

مدیریت تیزر و رفتار مصرف کنند:

همه ما مصرف‌کننده هستیم. بدین معنی که بر مبنای نظم خاصی، غذا، لباس، مسکن، تحصیل، خدمات، ایده‌ها و … را استفاده یا مصرف می‌کنیم. تصمیماتی که در مورد مصرف، تقاضا برای مواد خام، حمل و نقل، خدمات فنی و یا استقرار و تخصیص منابع می‌گیریم، موفقیت برخی صنایع و شکست برخی دیگر را موجب می‌شود. بنابراین رفتار مصرف‌کننده عامل مهمی در رکود یا رونق تیزرهای تبلیغات بازرگانی است. فاکتور مهم در موفقیت تیزرهای تبلیغاتی، درک صحیح از رفتار مصرف‌کننده است. این مسئله هم برای سازمانهای انتفاعی و هم غیرانتفاعی حائز اهمیت است.

 

  • تعریف رفتار مصرف‌کننده
  • رفتار مصرف‌کننده از موضوعات جدید حوزه بازاریابی به شمار می‌رود. اولین کتب در این‌باره در دهه ۱۹۶۰ تالیف شده است. ولی سابقه این موضوع به پیشتر برمی‌گردد. به عنوان نمونه می‌توان به دهه  ۱۹۵۰ اشاره کرد که ایده‌های فروید توسط بازاریابان مورد استفاده قرار گرفت. رفتار مصرف کننده موضوعی بحث انگیز و چالشی است که در بر گیرنده افراد و آنچه خرید می‌کنند، چرا و چگونگی خرید آنها، بازاریابی و آمیزه بازاریابی و بازار است.
  • ویلکی [۱]و سالمون[۲] رفتار مصرف‌کننده را بدین صورت تعریف نموده اند: فعالیتهای فیزیکی، احساسی و ذهنی که افراد هنگام انتخاب، خرید، استفاده و دور انداختن کالا و خدمات در جهت ارضای نیازها و خواسته‌های خود انجام می‌دهند.

 

  • نکات کلیدی توجه به رفتار مصرف کننده در تیزرها
  • ۱٫       رفتار مصرف کننده بر انگیخته است: به عبارت دیگر رفتار مصرف‌کننده عموماً در راستای رسیدن به هدفی خاص است.
  • ۲٫     رفتار مصرف‌کننده در تیزرها شامل فعالیتهای زیادی است: ویژگی اساسی تعاریف ارائه شده از رفتار مصرف کننده، تمرکز بر فعالیتهای گوناگون در تیزرها است. در تیزرها و سناریو ها باید  بین فعالیتهای عمدی و تصادفی تمایز قایل شد. برخی از فعالیتها از قبیل صحبت با مشتری و تصمیم خرید، رفتارهای عمدی هستند. در مقابل مواقعی پیش می‌آید که فردی که برای خرید کالای خاصی وارد فروشگاه شده است چیز دیگری را که قصد خرید آن را نداشته خریداری می‌کند.
  • ۳٫     رفتار مصرف کننده یک فرایند است: مباحث انتخاب، خرید، استفاده و دور انداختن کالا بر فرایندی بودن رفتار مصرف دلالت می‌کنند. بطور کلی فرایند رفتار مصرف‌کننده سه مرحله مرتبط فعالیتهای قبل از خرید، فعالیتهای ضمن خرید و فعالیتهای بعد از خرید را در برمی‌گیرد.
  • ۴٫     رفتار مصرف‌کننده از نقطه نظر زمانی و پیچیدگی متفاوت است: منظور از پیچیدگی تعداد فعالیتها و سختی یک تصمیم است. دو ویژگی زمانبری و پیچیدگی باهم در ارتباط مستقیم هستند یعنی با ثابت در نظر گرفتن بقیه عوامل هر چه تصمیمی پیچیده‌تر باشد، زمان بیشتری صرف آن خواهد شد.
  • ۵٫       رفتار مصرف‌کنندگان در تیزرها شامل نقشهای مختلفی است: حداقل سه نقش عمده در فرایند رفتار مصرف کننده وجود دارد. که عبارتند از :
  • a.       تاثیرگذار
  • b.       خریدار
  • c.        استفاده کننده
  • ۶٫     رفتار مصرف‌کننده تحت تاثیر عوامل خارجی است: رفتار مصرف کننده تا حد زیادی از نیروهای خارجی مانند فرهنگ، گروههای مرجع، خانواده و … تاثیر می‌گیرد.
  • ۷٫     رفتار مصرف افراد مختلف باهم متقاوت است: افراد مختلف بواسطه تفاوتهای فردی، رفتارهای مصرف‌ مختلفی بروز می‌کنند. به همین دلیل است که بازاریابان اقدام به تقسیم بازار می‌کنند.

 test6

سلیمانی ، مدیرعامل کاله

 

چرا مطالعه رفتار مصرف کننده برای مدیران تیزر مهم است؟

  • توسعه مطالعات رفتار مصرف‌کننده، نتیجه چرخش فلسفه بازاریابی از گرایش تولید و محصول به گرایش فروش و سپس گرایش بازاریابی است. عوامل دیگری نیز در گسترش مطالعات رفتار مصرف کننده دخیل بوده‌اند که عبارتند از: سرعت زیاد معرفی محصولات جدید، چرخه‌های کوتاه‌تر عمر محصولات، افزایش جنبش‌های حمایت از مصرف‌کنندگان بوسیله گروههای خصوصی و سیاست‌گذاران عمومی، توجه به محیط زیست و رشد بازاریابی خدمات.
  • در چنین فضایی داشتن درک صحیح از مصرف‌کنندگان و فرایند مصرف، مزیتهای متعددی را در بر دارد. این مزیتها شامل کمک به مدیران تیزر در جهت تصمیم‌گیری، تهیه یک مبنای شناختی از طریق تحلیل رفتار مصرف‌کنندگان، کمک به قانون‌گذاران و تنظیم‌کنندگان برای وضع قوانین مربوط به خرید و فروش کالا و خدمات و در نهایت به مصرف‌کنندگان در جهت تصمیم‌گیری بهتر می‌باشد. رفتار مصرف کننده در طراحی کمپین‌های تبلیغاتی نیز نقشی حیاتی ایفا می‌کند. با علم به نحوه رفتار مخاطبان است که می‌توان رسانه و پیام مناسب را انتخاب کرد. به علاوه مطالعه رفتار مصرف‌کننده می‌تواند در فهم عوامل مربوط به علوم اجتماعی که رفتار انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهند، به ما کمک کند.

27565168

تحلیل و مطالعه رفتار مصرف‌کننده در تیزرها:

تحلیل و مطالعه رفتار مصرف کنند در تیزرها بخشی از وظایف مدیران تیزر است که در زیر برخی از پرسشهای مرتبط با آن لیست می شود.

  • ۱٫       مردم چگونه از نیازشان به کالا یا خدمات خاصی آگاه می‌شوند؟و تیزر چگونه می تواند این آگاهی را نشان دهد؟
  • ۲٫       مصرف‌کنندگان چگونه کالا یا خدمات خود را پیدا می‌کنند؟و تیزر چگونه می تواند این نقش را به خوبی بازی کند؟
  • تیزرها با چه ساختاری می توانند یک تصویر ذهنی مثبت برای مخاطبان ایجاد کنند؟
  • ۳٫        مصرف‌کنندگان چگونه انتخاب نهایی را بعمل می‌آورند؟و تیزر ها در انتخاب نهایی مصرف کنندگان چه نقش دارند؟
  • ۴٫        چه اتفاقی می‌افتد وقتی تیزر کالا یا خدمت ارائه می‌شود؟
  • ۵٫       محصول شما چگونه انتخاب می‌شود؟ و تیزرها در این انتخاب چگونه باید عمل کنند؟
  • عکس العمل مخاطبان به تیزر چگونه است؟ و چه گفتار و دیالوگی بین مخاطبان پس از پخش تیزر ردوبدل می شود؟
  • ۶٫       چگونه پول محصول شما پرداخت می‌شود؟و آیا تیزرها به این فرایند کمک می کنند؟
  • ۸٫       چگونه محصول جایگاه یابی می‌شود؟آیا تیزرها این موضوع را نشان می دهند؟
  • ۹٫       مشتریان از محصول شما چگونه استفاده می‌کنند‌؟آیا تیزر می تواند این موضوع را نشان دهد؟
  • آیا تیزرها یک احساس خوبی از محصول و کالای شما به مخاطبان ارایه می دهد؟
  • ۱۰٫    مشتریان وقتی از محصول شما استفاده می‌کنند به چه کمکی نیاز دارند؟تیزرها چه نقشی دراین مساله دارند؟
  • ۱۳٫    چه اتفاقی می‌افتد وقتی محصول شما مصرف می‌شود یا کاربردش تمام شود؟آیا تیزر قادر به نشان دادن این اتفاقات است
  • آیا تیزرها می توانند شخصیت و رفتار مخاطبان را به خوبی نشان دهند؟
  • آیا تیزرها در راستای نیاز مخاطبان حرکت می کنند؟

 

در این نوشته کوتاه سعی شد تا اهمیت وظایف مدیریت تیزر که می تواند مورد توجه شرکت های تبلیغاتی آژانس ها و مراکز صدا  سیما قرارد بگیرد تشریح شود. با ارایه این مفاهیم امیدواریم هر روز گام های مناسب و استواری در جهت بهینه سازی تیزرهای تبلیغاتی و ارایه تیزرهای مناسب ارایه کرد.( منبع: نشریه تبلیغات انجمن صنفی تبلیغات ایران)

تبلیغات خلاق :

۱۸ اسفند ۱۳۸۸

 

bose

  

audi

 

coca-cola-truck

 

formula-toothcare

 

lenovo

 

bic-razor

 

kit-kat

 

kill-bill

 

lego

 

reserved-for-drunk-drivers

 

rotkappchen

 

samsung

 

totalgaz

 

wilkinson

 

wmf-knives

 

 

انیمیشن مستند

۱۱ اسفند ۱۳۸۸

16gu1h

 

 

عمده ترین سوال و چالشی که پیش روی انیمیشن مستند قرار می گیرد ، این است که بااین میزان دست کاری در تصویر ، چه بر سر ( صداقت ) و ) واقعیت ) فیلم مستند خواهد آمد ؟ اگر تصاویر انیمیشنی را جایگزین تصاویر مستند کنیم چه چیز را از دست داده و چه چیز را به دست می آوریم ؟

این واقعیت که در جشنواره های معتبر مثل جشنواره لایبزیگ ( از سال ۱۹۹۷) و جشنواره آیدفا ( آمستردام ) ، بخش مستقلی به نام ( انیمیشن مستند ) به وجود آمده و این که آکادمی اسکار ، این نوع فیلمسازی را به رسمیت شناخته ، نشان دهنده این است که این شکل فیلمسازی جای خود را در میان انواع دیگر باز کرده است .

کتاب انیمیشن مستند تالیف رخساره قائم مقامی به مدد انتشارت مرکز گسترش سینمای تجربی و مستند  به مبلغ ۴ هزارتومان منتشر شد .

 

هفت اصل لئوناردو داوینچی برای خلاقیت

۵ اسفند ۱۳۸۸
 
 
 
leonardodavincimonalisa
 
 
 
کنجکاوی : کنجکاوی سیر نشدنی در برخورد با زندگی و تلاش بی‌امان برای یادگیری مستمر 
 
تجربه اندوزی : تعهد و آزمودن دانش از طریق تجربه ، مداومت و میل به درس گرفتن از اشتباهات 
 
تقویت حواس : پالایش پیوسته‌ی حواس و به خصوص حس بینایی به منظور جان بخشیدن به تجربه
 
توجه به ناشناخته‌ها : توجه به روبه رو شدن با الهامات ، پیچیدگی‌ها و تردیدها 
 
نگرش سیستمی : تعادل علم و هنر، منطق و تصور 
 
توجه به جسم : پرورش زیبایی، وقار، مهارت، آمادگی جسمانی و حالت
 
تفکر مرتبط : توجه به ارتباط متقابل میان همه اشیا و پدیده‌ها
 
 
4[7]

 

 

vite

 

 

organ

 

 

GrotesqueFaces-am1

تبلیغات خلاق

۱۳ بهمن ۱۳۸۸

 

www.manigroup.ir

 

 

www.manigroup.ir

 

 

www.manigroup.ir

تبلیغات و پست مدرنیزم

۵ آذر ۱۳۸۸

 

www.manigroup.ir

  

پست‌مدرنیسم و یا به عبارتی پسانوگرایی، اصطلاحی برای توصیف گرایشهای پس از دهه ۱۹۶۰ در عرصه معماری، هنر، ادبیات، فلسفه، فرهنگ و جامعه‌شناسی است. برخی نظریه‌پردازان نیز آن را به جنبش ضد‌نوگرایی تعبیرکرده‌اند. یکی از عواملی که پست مدرنیسم در جهان تبلیغات، ارتباطات و بازاریابی، بویژه در مقوله دهکده جهانی با پیشرفت تکنولوژی کامپیوتر، وب و اینترنت، بر آن تاثیر گذاشته است و بحثهای بسیار زیادی درباره آن وجود دارد، رسانه‌ها هستند. این سبک یا جنبش، تمامی تفاوتهای اصطلاحات، نمادها و فرهنگهای سرزمین‌های مختلف را در عصر اطلاعات، یکپارچه و متحد می‌گرداند. در عرصه بازاریابی و تبلیغات سخن پست‌مدرنیسم به طور خلاصه این است که نباید خود را محدود به استفاده از ابزار‌ها و امکانات و رسانه های رایج بازاریابی و تبلیغات مدرن کرد، بلکه از تمامی ابزارها، امکانات و رسانه های سنتی و غیر سنتی می‌توان بهره برد. در این مطلب به طور خلاصه مطالبی درباره دگرگونی رسانه‌ها ارائه می‌شود تا متخصصان، مدیران بازاریابی و تبلیغات و علاقه‌مندان با توجه و تاکید بیشتر بر این مقوله و پژوهش‌های گسترده، درمورد بهبود هر چه بیشتر استراتژی‌ها و تاکتیک‌های بازاریابی و تبلیغاتی خود موفقتر عمل کنند.

 

 www.manigroup.ir

 

رسانه از دیروز تا امروز :

برای‌ درک‌ رسانه باید به هنر و شیوه‌های ارتباطی پیش‌ از تاریخ‌ و آشنایی‌ با نحوه‌ ظهور و منشا هنر در دوران‌ اولیه‌ پیدایش‌ بشر، یعنی دوره‌ «پارینه‌ سنگی‌» (۱۰۰۰۰تا ۴۰۰۰۰ ق‌. م‌) باز گردیم‌. بشر نخستین‌ آنچه‌ را‌ در اطراف‌ خود می‌دید به‌ صورت‌ نقش‌های‌ انتزاعی‌ و شکل‌های‌ مجرد بر روی‌ دیواره ‌غارها ثبت‌ می‌کرد. از آن زمان‌ تا زمان حاضر که جهان وب و اینترنت بر عرصه‌هایی از روزگار ما حکومت می‌کنند، هنر و تبلیغات نقش‌ خود را به‌ عنوان‌ رسانه و انتقال دهنده پیام‌ها‌ در زندگی‌ بشری‌ و علم ارتباطات ایفا می‌کنند و در علوم دیگر مانند روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد و مدیریت نیز همچنان ردپایی‌ از انواع رسانه‌ها را مشاهده‌ می‌کنیم‌. تاریخ حکومت رسانه‌ها از دوران پارینه‌ سنگی‌ و نوسنگی‌ و آغاز زندگی‌ بشر که‌ انسان‌ به‌ تعقل‌ رسیده‌ و توانسته‌ دوران‌ پیرامونش‌ را با تصویر بنمایاند و به‌ صورت‌ انتزاعی‌ درآورد، شروع‌ می‌شود و با ایجاد سبک‌ها و مکتب‌های‌ هنری‌ به‌ صورت‌ متمادی‌ ادامه‌ پیدا می‌کند و به‌ دوره‌ معاصر که‌ مربوط‌ به‌ بشر قرن‌ بیست‌ و یکم‌ و دوران پست‌مدرنیته است‌، می‌رسد. در طی‌ این‌ دوران‌ها هنر و یا به نوعی تبلیغات به‌ صورت‌ کلی‌ در نقاشی‌، معماری‌، موسیقی‌، مجسمه‌ سازی‌، سینما، وب و… خلاصه‌ می‌شود که همواره‌ نقش‌ مهم‌ خود را بخوبی‌ در آن عصر ایفا کرده‌ و با ایجاد مکتب‌ها و ایسم‌ها به‌ عنوان‌ رسانه‌ها‌یی‌ قوی‌ موجب‌ تحول‌ در نگرش‌ دوره‌ خود و حتی‌ دوره‌های‌ بعدی‌ شده‌اند. به نظر مک لوهان تمامی رسانه‌ها بخصوص رسانه‌های جدید، شکل‌های هنری هستند که دنیای تازه‌ای دارند و به چیزی وابسته نیستند.

 

نگرشی متفاوت به رسانه در تبلیغات و بازاریابی:

به‌ رسانه‌ها ‌در طول‌ تاریخ‌، همیشه‌ با جنبه‌ ارتباطی و زیبایی‌شناسی‌ نگاه‌ نشده‌، بلکه‌ در هر دوره‌ و هر مکان‌، دیدی‌ خاص‌ و‌ متفاوت‌ را دنبال‌ کرده است‌. مک‌لوهان در جمله مشهوری اشاره می‌کند که «رسانه تداوم جسم و توانایی‌های ماست» این عبارت بیانگر این باور است که «ابزار ادامه نیروهای جسمانی ماست»؛ همانطور که دوچرخه تداوم پا و کامپیوتر و اینترنت تدوام مغز آدمی است. رسانه‌ها محتوای اصلی ادراک و توان فهم معنایی ما و در یک کلام پیام اصلی را تعیین کرده‌اند. از این روست که مک‌لوهان می‌گفت «رسانه پیام است» یعنی رسانه ها تداوم پیامهای ارتباطی و تبلیغاتی در دنیای بازاریابی هستند.

یک از وظایف مهم رسانه، ارتباط است که نقش مهمی در تبلیغات و بازاریابی دارد. برای تجزیه و تحلیل نقش ارتباطی رسانه می­توان به نمودار ارتباطی که یاکوبسن زبانشناس برجسته روسی پیش کشیده، مراجعه کرد:

یک فرستنده(شرکت، سازمان یا شخص) پیامی(تبلیغاتی و غیر‌تبلیغاتی) را برای گیرندة پیام(مخاطب یا مشتری) می‌فرستد. این پیام، زمینه‌ای(اجتماعی، تاریخی، فرهنگی، روانشناسی، فلسفی یا بازاریابی) دارد که به این زمینه ارجاع می کند. رسانه وسیله و ابزار انتقال پیام است. ولی این مفهوم در دوران مدرنیسم با پیشرفت تکنولوژی، اطلاعات و فرهنگ‌های

جهانی و… به انحطاط کشیده می‌شود و در پست‌مدرنیسم، برای آنکه بتواند به مسیر اصلی خود بازگردد، دگرگون می‌شود. پست مدرنیته اساساً همان‌ دورانِ انحطاط‌‌ دنیای مدرن‌ است‌. در دنیای پست مدرن این قالبها شکسته می شود و از هر وسیله و ابزاری چه سنتی و چه مدرن به عنوان پیام و رسانه استفاده می شود. در بازاریابی پست مدرنیسم هیچ مرزی بین پیام و رسانه وجود ندارد و گاهی پیام جای رسانه و رسانه جای پیام استفاده می شود؛ به همین دلیل برخی نظریه پردازان اشاره می کنند که رسانه پیام است و برخی دیگر معکوس آن را می گویند؛ یعنی پیام رسانه است. در یکی از برنامه های بازاریابی یکی از شرکتهای بزرگ، خود پیام تبلیغات شرکت به صورتی طراحی و ساخته شده بود که بیانگر رسانه شرکت بود برای نمونه پیام تبلیغاتی شرکت در قالب بسته بندی محصول ساخته شده بود و در همین قالب پشت کامیون هایی که این محصولات را انتقال می دادند، ارائه می شد.

 

www.manigroup.ir

 

 

مرگ رسانه :

«ژان‌ بودریار»، یکی‌ از نظریه‌پردازن‌ اصلی رسانه‌ پست‌مدرن، می‌گوید: «بشر، امروز قطعاً در وضعیت‌ پسامدرن‌ به‌ سر می‌برد. » بودریار مشخصه‌ دوران‌ پسامدرن را گسستگی‌ میان‌ تصویری‌ که‌ رسانه‌ها و علوم‌ از جهان‌ ارائه‌ می‌دهند، می‌داند. او به همین دلایل مرگ رسانه‌ها را اعلام می‌کند. رسانه‌هایی که در پوست مغز و استخوان مخاطبان بویژه با پیشرفت تکنولوژی اینترنت و وب، به طرز ناگواری جا گرفته و از اصل و ماهیت خود دور افتاده‌اند. به همین علت بازاریابی و تبلیغات که وابسته به همین رسانه‌هاست، دگرگون می شود. در برنامه تبلیغاتی(۵M) که کاتلر به آن اشاره می‌کند، یکی از تصمیمهای مهم هر برنامه تبلیغاتی، رسانه است. در تبلیغات پست‌مدرن همانطور که پیام واژگون می‌شود و ساختارشکنی بر پیکره آن وارد می­آید، رسانه نیز که در ارتباط بسیار نزدیکی با پیام است نیز شالوده‌شکنی می‌شود. به گفته بودریار: «رسانه پیام است، این هم به معنای مرگ پیام است و هم به معنای مرگ رسانه، چون دیگر رساننده نیست. »

وقتی که بودریار نظریه مرگ رسانه را اعلام می‌کند، رسانه‌های تبلیغاتی نیز کارکرد تکراری و خسته‌کننده دوران مدرن خود را از دست‌ می‌دهند. در تبلیغات پست مدرن هم نوع رسانه و هم کیفیت و کمیت و هم کارکرد آن دگرگون می‌شود. در حقیقت یک نوع استفاده دادائیستی در رسانه‌های تبلیغاتی به وجود می‌آید تا رسانه‌ها معنای واقعی خود را پیدا کنند. برای نمونه بسیاری از شرکتهای اروپایی به جای ساخت بیلبورد تبلیغاتی برای رساندن پیام خود از ساختمانها، درختان و کف خیابانها به عنوان رسانه تبلیغاتی محصول خود استفاده می کنند و یا نمونه تبلیغات شگفت انگیز دیگری که یکی از شرکت‌های تولید کننده کفش انجام داده بود و مفهوم دگرگونی رسانه ها را تایید می کند به این صورت بود که برای رساندن پیام نرمی کفش های خود از تبلیغات آدامس و از بسته های آدامس به عنوان رسانه، استفاده می کرد و حتی برای مشتریان خود آدامس هدیه می داد و به جای تبلیغ کفشهای خود بیشتر به تبلیغ آدامس پرداخته است.

 

 www.manigroup.ir

 

ویژگی رسانه ها در تبلیغات پست مدرنیسم :

در کل می‌توان ویژگی‌های رسانه‌های تبلیغاتی را در دوران پست‌مدرن همانند ویژگی‌های آثار پست مدرن در قالب‌های زیر بررسی کرد:

 

۱- عدم قطعیت: در رسانه‌های پست مدرن نیز همه چیز نسبی است، چون رسانه ها به عامل بیرونی چون مخاطب وابسته‌اند. به طور یقین نمی‌توان از آن به خاطر ذات خود استفاده کرد. برای نمونه حتما نباید تیزری که در تلویزیون پخش می‌شوند، صدا تصویر و حرکت داشته باشد. در تیزرهای پست مدرنی که در تلویزیون ها پخش می شوند گاهی هیچ صدا و حرکتی وجود ندارد. نمونه آن تیزر بی صدای یک شرکت تولید کننده ماشین لباسشویی است که برای یک لحظه مخاطب احساس می کند مشکلی برای تلویزیون پیش آمده، ولی هدف این شرکت از ساخت این تیزر بی صدایی ماشین لباسشویی خود است.

 

۲ – پراکندگی: پراکندگی رسانه‌ها در تبلیغات پست‌مدرن ظاهراً مشهود است. در تبلیغات پست‌مدرن از رسانه‌های مختلفی که ظاهرا بی‌ربط به بازاریابی محصول است استفاده می‌کنند. برای نمونه تبلیغ یک کالای تخصصی پزشکی در تلویزیون. بویژه این مسئله در سایت‌های اینترنتی بسیار مشهود است و پراکندگی سایت و در هم برهم بودن چندین سایت در یکدیگر از ویژگی‌های این رسانه‌های پست مدرن است که البته در پس این تفکر، فلسفه ظریفی وجود دارد که توضیح آن خارج از

حوصله مقاله است.

 

۳ – عدم مرکزیت: رسانه‌ها در تبلیغات پست‌مدرن مرکزیت و محوریت ندارند و از هر دری تبلیغی را نشان می‌دهند. برای نمونه در میان اخبار تبلیغ بازرگانی پخش می‌شود یا در میان تبلیغات بازرگانی ناگهان فیلم پخش می شود.

 

۴- شیرتوشیر: استفاده از رسانه‌های عجیب و غریب و یا استفاده از چیزهای خنده‌دار و طنزآلود در کنار رسانه‌های تبلیغاتی از دیگر ویژگیهای این سبک است. در این سبک با یک استراتژی بازاریابی خاص تهاجمی ناگهان رسانه‌ها شیرتوشیر می‌شوند. برای نمونه اینترنت، تلویزیون می‌شود. یا از تلویزیون به جای روزنامه استفاده می‌کنند. (زیر‌نویس‌های تلویزیونی) برای نمونه در سایت‌های اینترنتی، کنار هر سایت، محلی برای تبلیغ کالاهای دیگر دیده می‌شود یا از صفحه‌های وب برای مکالمه و کنفرانس استفاده می‌شود.

 

۵ – مشارکت: در رسانه‌های پست‌مدرن از مخاطبان به عنوان رسانه استفاده می‌شود و آنها را در امر رسانه‌ای مشارکت می‌دهند. برای مثال از سایت‌های شخصی افراد و از وبلاگ آنها برای تبلیغ استفاده می‌کنند و یا مخاطبان را در رسانه‌ها مشارکت می‌دهند یا از مخاطب به جای رسانه استفاده می‌کنند. نمونه دیگر آن استفاده از افراد و مخاطبان در مسابقه های مرتبط با روابط عمومی و تبلیغات یک محصول است.

 

۶- ترکیب: پست‌مدرنیسم، اعتقاد به استفاده از هر چیزی و ترکیب آنهادارد. هر چند ناسازگار و بی‌ربط باشند. به همین علت در این سبک از ترکیب چندین رسانه‌با یکدیگر استفاده می شود. برای نمونه بیلورد تلویزیونی ترکیب دو رسانه بیلبورد و تلویزیون با یکدیگر است.

 

نویسنده :علی خویه- منبع : ماهنامه تدبیر، ۱۳۸۶، شماره ۱۸۸

MAZDA

۲۹ آبان ۱۳۸۸

 

WWW.MANIGROUP.IR

 

 

 WWW. MANIGROUP.IR 

 

 WWW.MANIGROUP.IR 

 

WWW.MANIGROUP.IR

ویژگیهای سخنرانان موفق چیست ؟

۱۵ آبان ۱۳۸۸

 

مهم نیست تا چه اندازه در سخن گفتن موفق هستید ،یادتان باشد،مواقعی پیش می آید که لازم است ساکت بمانید.

۱- دارای تفگر واگرا بوده ،وبه هر مساله یا امری از زاویه ای دیگر نگاه می کنندومعمولا دیدگاهشان نسبت به مسایل غیر قابل پیش بینی است.

۲- افق های فکری بازی دارند،و ذهن و زبانشان متوجه مسائلی غیر ازمسائل زندگی روزمره است.

۳- نسبت به آنچه در زندگی شان رخ می دهد،ابراز احساسات کرده و احساسات خود را بروز می دهند.

۴- نسبت به چیزی که به آنها گفته می شود – با توجه به شماره ۳- علاقه و اشتیاق نشان می دند.

۴- هیچگاه راجع به خود صحبت نمی کنند.

۵- بسیار سوال می کنند،و این سوال بر اثر کنجکاوی و این بر اثر کنجکاوی آنهاست نه فضولیشان . چرا که همیشه در پی( زیاد دانستن) هستند.

۷- همیشه سعی دارند خود را به جای مخاطبان خود بگذارند،و با آنها در زمان لازم همدردی می کنند.

۸- اندکی شوخ طبع هستند،و از این رو،از شوخی های دیگران کمتر ناراحت می شوند.

۹- سبکی خاص برای صحبت داشته،و این سبک باعث متمایز کردن آنها از دیگران می شود.

۱۰- مخاطب شناس موفقی هستند ،و متناسب با حال و مقام مخاطب سخنرانی می کنند.

مردم شناسی تبلیغات ( دکتر محمود اکرمی ) انتشارات ایوار- مشهد ۱۳۸۳